تبليغاتX
چشمان منتظر
بسم الله الرحمن الرحیم

و هر آنکه من مولای او هستم از این پس علی(ع) مولای اوست.

عید امامت و ولایت بر تمامی شیعیان امیرالمومنین علی(ع)مبارک باد.

ای دوستان در این زمانه جفا دست علی (ع) را بگیرید که همانا حبل المتین ما امیرالمونین علی(ع) است!و مگزارید فرزند پاک و طیبش مهدی(عج) تنها بماند!

همه با هم یا علی(ع)

 

 

 

+ نوشته شده توسط یاشار در پنجشنبه 1384/10/29 و ساعت 2:16 |
بسم الله الرحمن الرحیم.

سلام بر تمامی عاشقان حضرت حق و مقربانش!

امروز روز میلاد با سعا دت امام هادی(ع) است و روز شادی قلب نازنین حضرت زهرا(س)و فرزندان گرامش مخصوصا آقا امام زمان (عج).

نمیونم چه سری بود!خیلی وقت بود آپ نکرده بود م که  امروز اومدم!حس و حال عجیبیه!

دوستان من نمیدونم شما هم صدای پای کاروان رو میشنوید!

حتما می پرسید کدوم کاروان!

صدای زنگوله ها به گوش می رسد!اندک اندک کاروانینان اطراق می کنند!بانویی از محمل پیاده می شود!و از ساروان می پرسد: برادر چرا ایستاده ایم!این سرزمین چرا این گونه است!احساس عجیبی دارم!!!!

و ساروان این گونه پاسخ میگوید:خواهرم اینجا وعده گاه من با خداوند بزرگ است!و اینجا آن اتفاق بزرگ به وقوع خواهد پیوست!

بانو سوال فرمود:برادر جان نام این سرزمین چیست!؟؟

ساروان پاسخ داد:اینجا سرزمین کرب و بلا !کربلا است!!
آره دوستان!صدای کاروان حجاج حسین(ع) به گوش می رسد!محرم نزدیک است!

و صدای (( هل من ناصر ینصرنی)) حسین (ع) به گوش می رسد!

این چه حس غریبی است با الها!!!فرزند فاطمه تنها شده است!!دوباره حرمت شکنی ها آغاز میشود!

و دوباره به حریم آل الله تجاوز می کنند!و این بار کسی خواهد رفت که تا قیام قیامت هر کجا  که نامش آورده شود!ترنم اشک بر چشمان منتظر می نشیند!

تا شاید این درد اندکی فرو کش کند!اما گریه کردن برای او شروع وصل است به او!

دوستان از این محرم نمانیم !اگر سیم کسی وصل شد من و بقیه رفقا رو یادش نره!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط یاشار در دوشنبه 1384/10/26 و ساعت 15:9 |
بسم الله الرحمن الرحیم

((اِنٌا لِالله و اِنٌا اِلیهِ الرٌجِعونْ))

شهادت امام محمد باقر(ع)،باقر العلوم و الحکمه را خدمت آقا  وسرورمان حضرت امام زمان(عج)،

و شیعیان حضرتش تسلیت عرض میکنم.

شهادت در خون ائمه و شیعیان آنها است و هیچ گاه از آن به سادگی رد نمی شوند!

در جهان رازی هست که جز با دادن خون خود نمی توان به آن پی برد.

+ نوشته شده توسط یاشار در شنبه 1384/10/17 و ساعت 20:58 |
انتظار...انتظار

راستی می دانی؟!!

شب یلدا چقدر طولانی است؟؟

یا شقایق تا کی؟؟

 جایش این صحرا است!!!!

راستی می دانی؟؟

مادر ياس كه بود؟

كه در خانه خود

اينچنين گشت كبود!!!

راستی می دانی؟؟؟

كه در اين صحرا

پسر ياس

انتظار چه كسی را دارد..

من گمانم،كه در اين دشت بلند

تك درختی زيباست

كه بدان می نازد،

راستی می دانی!!

كه در آن صحراها،وان در آن دشت بلا

كمر ياس چرا خم گشته؟

به گمانم آنجا؟

پسر ياس...

پرپر گشته..

راستی می دانی...

چشم نرگس امشب

آسمان ابری است!

به گمانم امشب

باغ من بارانی است

راستی می دانی؟؟؟

بوته یاس کجا گم گشته؟؟

باغ من بی یاس است

همچو مرغ سرگشته...

باغ من

بی سر و سامان است

یاس من هجرت کرده..

من ندانم به کجا؟

تو اگر می دانی..

خانه هجرت یاس کجاست؟

به دل من واگو..

جای آن نا پیداست..

راستی می دانی..

محرم یاس که بود..

من به تو می گویم

تک درخت زیبا

آن درخت صحرا..

مرحم زخم یاس

تک درخت زیباست

که هم اکنون او هم

مثل آن بوته یاس

نا پیداست

              ((مرحم))۲۲/۷/۸۴

+ نوشته شده توسط یاشار در یکشنبه 1384/10/04 و ساعت 15:38 |