پسرکی حدود ۱۳ تا ۱۴ ساله از خیمه ابا عبدالله(ع) بیرون امد و با حالت گریه و ناراحتی به سمت خیمه خویش رفت!!صدای برخورد شمشیر ها به یکدیگر می آمد و مردان خدا یک لحظه ساکت نمی ماندند! پسزک نزد مادر خویش رفت ومادر احوال او را جویا شد!گویی در حال و هوای این دنیا نبود!مادر از چهره او فهمید که اباعبدالله(ع) اجازه جهاد به او نفرموده است.مادرش به او خیره شد و قاسم ابن الحسن(ع) گریه می کرد و سر بر ستون خیمه نهاده بود!مادرش بازوی او را گرفت و به بازو بندش اشاره کرد!
قاسم به یاد وصیت پدر افتاد!پدر بزرگوارش به او فرموده بود هر گاه تمام غم های جهان به تو رجوع کرد این بازوبند را باز کن در آن نوشته هست برای تو!و امروز زمان همین کار بود!
با سرعت یادگاری پدر را باز کرد و ناگهان مادرش برق عجیبی در چشمهای او دید!فاسم فریاد خوشحالی بر سر گرفت و به شمت خیمه عموی بزرگوارش دوید!
تا به در خیمه رسی و اباعبدالله(ع)خوشحالی او را دید همه چیز را فهمید!قاسم نامه پدر را به عمویش داد! و فرمود عمو جان اذن جهاد می خواهم!اباعبدالله(ع)نامه برادر را بر روی چشمان مبارکش نهاد و برای لحظاتی گریست !نا گهان صدای دشمن از بیرون خیمه آمد:حسین(ع)چرا در خیمه ها پنهان شدی!
فاسم از شنیدن این سخن به خشم آمد وبه عموی بزرگوارش عرض نمود عمو جان اجازه جهاد دهید!
اباعبدالله(ع) فرمود برای فاسم زره بیاورند!اما برای آن بدن مبارک هیچ زرهی نمینشست و اندازه نبود!گویی قاسم به لبه های شمشیر اشقیا پیمان بسته بود که با بدن بی زره به مهمانی آنها برود!
این قاسم همان کسی است که شب قبل اباعبدالله(ع)وقتی از او پرسید:(( مرگ در مزاق تو چگونه است؟)) درنگ نکرد و فرمود:((شیرین تر از عسل است))
اما دوستان تن زیبای این قربانی ۱۳ ساله حسین(ع)، وقتی سنگ باران می شد گویی تن اباعبدالله (ع)و اباالفضل(ع)سنگ باران می شد.
وقتی به یاد وداع فاسم با عمویش می افتم نمیدانم از آن لحظه چگونه توصیف کنم!گویی ستاره دنباله داری از منبع عظیم نور جدا می شود و به سمت تاریکی ها میرود تا روسنی را در اعماق تاریکی جای دهد.
ای کاش ذره ای از شجاعتت را من نیز داشتم!و ای کاش در روز قیامت نظری به من بیاندازی!
می دانم این مظلومیتت از کجاست!!قاسم جان تو همچون پدر بزرگوارت مظلوم بودی و چه مظلومانه به شهادت رسیدی!
جانم فدایت
پا بر زمین مکش که دلم ریش ذیش می شود پر پر مزن مثال کبوتر برادرم
در استخوان جناق تو دیده ام تصویر درب و مثمار و خانه و مادرم
التماس دعا
بیا یا ابن الحسن(عج)تا انتقام خون جدت و قاسم را بگیری تا انتقام خون ۷۲ پروانه مست شمع حسین(ع) را بگیری!!بیا آقا..بیا...

