تبليغاتX
چشمان منتظر
به نام آنکه جان بر خاک بخشید تا آدمی پدید آید و محبت را آفرید تا مهر ورزد...

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)،سلام بر تو اي دختر بهترين مخلوقات، سلام بر تو اي بانوي زنان جهانيان از اولين و آخرين، سلام بر تو اي همسر ولي خدا، سلام بر تو اي خشنود از خدا و پسنديده او، سلام بر تو اي حوريه از جنس آدمي، سلام بر تو اي فاضله پاکيزه، سلام بر تو اي پرهيزکار نيکو رفتار و سلام بر تو اي هم سخن فرشتگان و اي دانا.

میلاد یگانه دخت نبی اکرم(ص)،حضرت زهرای بتول(س) را بر آقا و اربابمان حضرت مهدی (عج) و سادات عزیز و جمیع شیعیان و مسلمین تبریک عرض میکنم.

انشاالله روزی فرار سد که قبر گمشده اش توسط فرزند مبارکش معلوم خواهد شد و در آنجا برای حضرتش جشن خواهیم گرفت.

امروز آسمانینان بر زمین فرود آمده اند تا این روز را جشن بگیرن و بر شیعیاین مژده آمدن گلی از باغ نبوت را دهند که شفیعه روز جزاست.باشد که محبتش در دل ما بماند و ریشه کند و تا جان در بدن ماسا و بعد از مرگ از محبتش دست نکشیم.

پاي درس فاطمه (س):

«من دنياي دنيا پرستان را دوست ندارم.»

«از دنياي شما سه چيز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره رسول خدا و انفاق در راه خدا».

«بهترين شما کسي است که در برخورد با مردم نرم خو و مهربان تر باشد و ارزشمندترين مردم کساني هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.»

«لذتي که از خدمت حضرت حق مي برم، مرا از هر درخواستي باز داشته است. حاجتي جز اين ندارم که پيوسته ناظر جمال زيبا و والاي خداوند باشم.»

«جهاد در راه خدا، مايه عزت و جاودانگي اسلام است.»

«در خدمت مادر باش، زيرا بهشت زير پاي مادران است.»
 
 
حروف عشق را معناست زهرا
                                                            جهان را منشأ ميناست زهرا
نمي گيرد خزان باغ علي
                                                            که رود سبز اعطيناست زهرا
                                                                                                ايوب پرندآور
اللهم عجل لولیک الفرج
یا حق
+ نوشته شده توسط یاشار در یکشنبه 1385/04/25 و ساعت 9:46 |
بسم الله الرحمان الرحیم

آغاز میکنم فصلی دیگر از خزان را تا شاید به بهاری برسم که پایانی ندارد....

بار الها میدانم که تو مهربان ترین مهربانان هستی،ای رب و پروردگار من،ای تمام وجود من و ای نزدیکترین به من!!!

غم بر دلم سنگین است،این روزها حال و هوای عجیبی دارم...

دلم تنگه،دل تنگی  تمام وجودم رو گرفته... تقریبا کمتر از ۲ ماه مونده به رفتنم...کم کم نزدیک به رسیدن و وصله!!!فکر کن وقتی در مقابل خانه خدا قرار میگیری از همه جهات میتونی به سمتش بایستی و نماز بخونی!!!اونجاست که تمام وجودت پر از خدا میشه....و دلت می خواد اونجا فریاد بکشی...میدونی آرزو میکنم اونجا فقط فریاد بزنم حیدر مدد...

اصلا امروز می خواستم آپ اما نمیدونتم چی بگم با چی شروع کنم..

آخه  همیشه یکی از نوشته های خودمو می ذاشتم اما الان میخوام یه ذره حرف دل بزنم.

می خوام از آرزو هام بگم...می خوام از لحظات پرواز روحانی بگم....دارم از الان خودمو پشت دیوار بقیع تجسم میکنم..دلم می خواد اونجا که رسیدم فقط با صدای بلند گریه کنم...دام میخواد کوچه بنی هاشم رو پیدا کنم و اونجا بشینم و ناله کنم...

اصلا میگن هر جای مدینه که میری بوی اهل بیت میاد...اما بوی غریبی و غربتشون...آره بوی غربت امیر المونین همه جا پیچیده..آخ که از الان دارم خودمو حس میکنم...

همش منتظر لحظه پرواز هواپیما هستم..بهم گفتن ۱۰ شهریور پروازه!!!!

خیلی دلم میخواد برم و دیگه بر نگردم،اما حیف یه دینی به گردنمه که باید به خاطرش برگردم و عملش کنم.یه نظری دارم توی کربلا بای برم و اداش کنم!!!

آی رفقا از الان دارم به غریبی خودمو عادت میدم.الان که دارم این رو مینویسم بغض عجیبی تو دلم گیر کرده..آخ دلم میخواد گریه کنم و ناله بزنم اما حیف که خانواده خوابن...

دلم داره از الان میره..یعنی رفته اونجا!!اصلا پیشم نیست...نمیدونم چی بگم تا خودت این حس رو نداشته باشی متوجه نمیشی!!!!

خدا کنه قسمت همتون بشه!!برید مدینه رو ببینید اونوقت میفهمید چی دارم میگم..یکی رو میشناسم که هر وقت منو میبینه میگه یعنی میشه یه بار دیگه برم..میگه دارم دیوونه میشم..

اصلا نمیدونم چی دارم میگم..اصلا چرا آپ کردم؟؟؟؟

نمیدونم...

کاش از قلبم به قلبش راه داشت!!!

کاش زهرا(س) هم زیارتگاه داشت...

یاحق

 

+ نوشته شده توسط یاشار در دوشنبه 1385/04/12 و ساعت 23:32 |

بسم رب الزهرا

السلام علیک یا فا طمه الزهرا...

ایام غم و غربت دوباره فرا رسیده..ایم مظلومیت خاندان اهل بیت دوباره سر رسیده..اینک ای چشمان منتظر بیایید با چشمان نازنین ارباب نازنینمان،یوسف زهرا(س) اشک بریزید..

این روزها اهل بیت پیاکبر اکرم(ص) در غم و غربت به سر میبرند و دستان امیر المومنین علی(ع) بسته است...

سلام بر آن لحظه ای که به دنیا آمدی و بر آن لحظه ای که از دنیا رفتی  و سلام بر آن لحظه که در جلوی درب فردوس شیعیان را شفاعت خواهی کرد....

راستی میدانی این روزها در دل فاطمه(س) آشوبی است بسیار...این روزها باید ببیند که دست همسرش را بسته اند..این روزها باید ببیند که دست جانشین پیامبر(ص) را بشته اند و کشان کشان به مسجد می برند تا از او بیعت بگیرن... و علی(ع) سکوت می کند تا امر خدا را انجام دهد...

این روزها حسنین(علیهما السلام) ناله های مادر را از نزدیک می بینند و امام حسن مجتبی(ع) آن غریب مدینه با چشمان خود غضب انتقام کینه و دشمنی را در چشمان آن ملعون میبیند...

و مادرش را میبیند ....و چه سخت است کشاکش زن و مردی در میان کوچه...آه از ضربه سیلی..

آه از غم نگفته زهرا(س)....

ایام ایام غریبی است. تو خود می دانی سکوت علی(ع) یعنی چه..یعنی سالها در دل چاه گریستن و با چاه درد دل کردن.... اینک علی(ع) تنها مانده است با هزارن درد ناگفته....

غم از دست دادن حبیبه بر علی(ع) چیره گشته....

و چه سخت است که غلاف شمشیر دست زن و مردی را از هم جدا کند..وای بر این نامردمان..وای بر این ظالمان که آل الله(علیهم السلام) را بر عزا نشاندند....

هنوز چادر خاکی تو مادر در خانه است و هنوز شبها حسین(ع) با صدای تو می خوابد...آری روزگار خواهد گذشت..و روزی فرا خواهد رسید که فرزندت آ ن ماه پاره عسگری،آن نور دو چشم نرجس(علیها سلام)،حضرت مهدی صاحب الامر و زمان(عج) انتقام چادر خاکیت را میگیرد...

و چشمها منتظر آن روز است....

مادر بعد از تو،چاه همدرد امیر المومنین(ع) شد.

چشمان منتظر شما خوب میدانید که چه روزها و چه شبها زهرا(س) در بیت الحزان خود بود و می گریست و در یاد رسول الله(ص) سوگواری می کرد،آیا این رسم تسلیت گفتن است که دختر پیامبر رحمت(ص) را با غلاف شمشیر نوازش کنند و در میان در و دیوار فرزند شش ماهه اش را از او بستانند.....

آیا علی(ع) دوستی جرم است؟؟؟؟اگر علی(ع) دوستی جرم است تمام چشمان منتظر مجرم هستند.ای اهل عالم بدانید زهرا(س) و فرزندانش(علیهم السلام) به جرم علی(ع) دوستی شهید شدند.....

خداوندا تو خود شاهدی که این خاندان جز بندگی تو نفرمودند و تو شاهدی که چگونه مسلمان نماها به وصیت پیغمبر(ص) عمل نمودن و اعل بیت ایشان را اینگونه آزار کردند...

فا طمه (س) نوری بود که خورشید بر او تعظیم می کرد.و او بود که خداوند جهان را به بهانه اش بنا نمود...

حال ببین که سفاکان در کجا مینشستند و دختر پیامبر(ص) در کجا.و اکنون حرمی نیست برای این شهیده صدیقه(س)..دلم برای غربتت می سوزد،بارها برای این غربتت گریه کردم و بارها خواستم جایی را به نام تربتت در ذهنم تصور کنم نتوانستم،آخر تو بزرگتر از آنی که زمین و آسمانها بتوانند تو را در بر بگیرن،بی شک تو مغروق در وجود رب العالمینی!!!

وای خاک بقیع گویی قطعه ای از بهشت است که دری گرانبها در خود پنهان کرده و به هیچ وجه حاضر نیست این جواهر درخشنده را به احدی جز رازداران الهی نشان دهد...بیایاد با هم همراه شویم تا ما نیز رازدار بقیع باشیم..شاید به ما نیز اعتماد کرد و برای لحظه ای آن در گرانبها را بر ما نمایان ساخت.

این روزها بوی یاس در کوچه بنی هاشم می پیچد .این روزها  جوانی در کوچه بنی هاشم مادر خود را صدا میزند.این روزها نوری از زمین به آسمان می رود و زمان ناگهان تاریک می شود!!!!

وای به روزی که مادری قد خمیده بالای تلی فریاد میزند:((وای فرزندم)).وای به روزهای بعد از تو زهرا(س).آخر علی(س) چگونه بی تو زنده بماند و این دنیای پر از نیرنگ و خیانت را تحمل نماید؟؟؟

این روزها صدای ناله علی(ع) به آسمانها بلند شده است!!!وای بر دنیای بی فاطمه(س)...

 

چشمان منتظر به دری سوخته خیره شده است و بی آنکه کسی از ماجرا حرفی بزند ،همه چیز را میداند...هنوز رد خونه سینه ات بر مثمار در مانده است...هنوز صدای دخترکی 3ساله می آید که با آن مظلومیتش می گوید: این تابوت چیست که سفارش آن را برای خود داده ای؟

آری به راستی تابوت چیست؟؟؟آیا این ظلم نیست که زهرا(س) از دست این نامردمان  خود را به تابوت بسپارد و نوری در دل خاک دفن گردد؟؟؟

آه قلبمم..آه تمام وجودم...گویی وقتی تو بین دیوار و در ماندی،تمام وجودم آنجا شکست و ماند....هنوز  خاک بر روی صورتت مانده است...

آخر کجای دنیا رسم است که از زیر پیراهن جنازه ای را غسل دهند؟مگر علی(ع) طاقت دیدن کبودی بازوانت را دارد؟

آه و امان از لحظه ای که دستانی همچون یاس کبود از میان کفن به بیرون آمد و فرزندانش را در آغوش کشید!!!

ای چشمان منتظر خون گریه کنید!آری نوری را از دست دادید که دیگر نخواهید دید مگر محرم اسرارا الهی گردید و در قیامت ببینید...

دلم برای بقیع و مظلومیتش تنگ است و می سوزد...چه سخت مردمانی اند این حاکمان ظلم!!!!حتی نگذاشتند چراغی شبهای تیره بقیع را روشن کند!!!

بار الها تو خود انتقام  چادر خاکی زهرا(س) بگیر...بار الها  تعجیل نما در فرج آنکه گشایش امر ما در فرج اوست!!

آمین یا رب العالمین

یا حق

 

+ نوشته شده توسط یاشار در جمعه 1385/04/02 و ساعت 21:58 |